آمار بازماندن دختران از تحصیل در سنین مختلف کودکی در ایران تحت حکومت ولایت فقیه افزایش می‌یابد.

شاخص آموزش

شاخص برابری جنسیتی و ارتقاء میزان و آمار در امر آموزش و تسهیل امکانات برابر برای تحصیل، از نشانه‌ها و علائم رشد و پیشرفت جوامع کنونی به حساب می‌آید. امری که در نقطه مقابل فقر اقتصادی تلقی می‌شود. در ایران اما، هر روز آماری منتشر می‌شود که نشان از وخامت اوضاع آموزش و بازماندن کودکان از آموزش دارد.
به تازگی رضوان حکیم‌زاده «معاون امور ابتدایی وزیر آموزش و پرورش» در گفتگویی با ایلنا اعلام کرده است: «۴۰ تا ۵۰ درصد دانش‌آموزان مقطع متوسطه در استان‌های مرزی به دلایل مختلف ترک تحصیل می‌کنند که یکی از این دلایل ازدواج زودهنگام است.» [ایلنا۱۸شهریور۹۶]

کودکان کار و بازماندن از تحصیل

حکیم‌زاده، یکی از دلایل بازماندن دختران از تحصیل را پدیده «کودکان کار» می‌داند؛ «در برخی خانواده‌ها به خصوص در شهرهای کوچک کودکان بازوی کار خانواده محسوب می‌شوند، به طور مثال در فصل برداشت محصول این کودکان باید در کنار خانواده‌ها باشند که شاید انعطاف‌پذیری در زمان و مکان آموزش بتواند این مسئله را حل کند.»
حکیم‌زاده عامل دیگر بازماندن دختران از تحصیل را «دلیل دور بودن مدرسه» قید کرده است که ترجمان واقعی آن نبود مدارس کافی در مناطق مختلف کشور است.
حکیم زاده بر این عوامل، پارامترهای دیگری را می‌افزاید که در حکومت ولایت فقیه باعث می‌شوند دختران به‌رغم علاقه‌شان به تحصیل از ادامه آن باز بمانند: «نبود یا کمبود امکانات تحصیلی،‌ ازدواج زود هنگام دانش‌آموزان دختر» از جمله این عوامل است.

عامل اصلی

آنچه در سخنان حکیم‌زاده درباره عوامل بازمانده دختران از تحصیل کمرنگ می‌نماید، پوشاندن عامل فقر، به عنوان یکی از اصلی‌ترین عوامل، در ترک تحصیل کودکان است. عاملی که اگر حکیم‌زاده به آن معترف شود باید انگشت اشاره را به سوی حکومت بگیرد و مجبور است با عبارات شسته و رفته‌یی مانند «نبود یا کمبود امکانات تحصیلی،‌ ازدواج زود هنگام» که بعد دیگر فقر عریان حاکم بر جامعه ایران، به ویژه استان‌های محروم مرزی است، این معضل را تئوریزه کند.

نوع دیگری از تئوریزه‌کردن فقر

حکیم زاده به نوع دیگری نیز سعی می‌کند تا پدیده فقر و «کودکان کار» را توجیه کند. حکیم‌زاده می‌گوید: «با توجه به آمار افراد واجب‌التعلیم و تعداد دانش‌آموزانی که در مدارس ثبت‌نام می‌کنند و مقایسه‌ای که بین این دو موضوع وجود دارد. کودکان کار دو دسته هستند، در بسیاری از مناطق کودکان کمک‌ کار خانواده‌ها محسوب می‌شوند، اما در مواردی کودکان به خاطر کار کردن و کمک به معاش خانواده فرصت حضور در مدرسه را از دست می‌دهند که این موضوع مسئله‌ساز است.» اما در سخنان حکیم‌زاده به تاثیر سوئی که کار کودکان بر روی آموزش آنها می‌گذارد اشاره‌ای نمی‌شود.

نبود بودجه برای آموزش و پرورش

در قدم بعد حکیم‌زاده کمی به عمق رفته و حقیقتی را معترف می‌شود: «نمی‌توان توقعی از آموزش و پرورش داشت بدون اینکه امکانات لازم را برایش فراهم کرد... اگر همه این موارد متمرکز و برنامه‌ریزی شود و بودجه‌ای قابل قبولی برای کار فرهنگی در اختیار آموزش و پرورش قرار گیرد قطعا شاهد نتایج بهتری خواهیم بود.» [بحران حکومت در تامین هزینه آموزش و پرورش]
اما آنچه حکومت ولایت فقیه در پیش روی جامعه ایران قرار داده است، [فقر؛ علت ۵۳ درصد ترک تحصیل کودکان در ایران] بعید به نظر می‌رسد، شامل گزینه افزایش بودجه به امر آموزش و پرورش باشد. نظام خامنه‌ای آزمایش خود را در این زمینه پس داده است. در حالیکه که فقر دختران را در مناطق مرزی، وادار به ترک تحصیل می‌کند، گلوله پاسداران خامنه‌ای نیز، پدران و برادران آنها که به خاطر فقر به کارهایی چون کولبری روی‌ آورده‌اند، نشانه می‌رود.

در همین زمینه:

۸ میلیون و ۸۰۰ هزار بی سواد مطلق در حکومت ولایت فقیه
غیر ممکن بودن ریشه کنی «فقر مطلق» در خلافت اسلامی!
کودکان کار در دارالخلافه مسلمین!
ارسال پول به عراق و روستاهای فراموش شده‌ی خراسان جنوبی

ما را در تلگرام همراهی کنید

ما را در اینستاگرام همراهی کنید

مقاله صوتی: بازماندن۵۰ درصد دختران از تحصیل، در استان‌های مرزی

نوشتن دیدگاه