زنان

 

رتبه شکاف جنسیتی در نظام ولایت فقیه در سال ۲۰۱۷ جایگاه ۱۴۰ از میان ۱۴۴ کشور، اعلام شده است که نسبت به سال قبل از آن یک پله سقوط کرده است.

یک پله سقوط

براساس رتبه‌بندی شاخص شکاف جنسیتی در دنیا و وضعیت ایران به لحاظ مشارکت‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی زنان، ایران، رتبه‌ای پایین‌تر از سال قبل به دست ‌آورد و از جایگاه ۱۳۹ به جایگاه ۱۴۰ سقوط کرد، آنهم در میان ۱۴۴ کشور.
در حال حاضر تنها چاد‌، سوریه‌، پاکستان و یمن وضعیت بدتری نسبت به ایران دارند.
در حالی ایران رتبه ۱۴۰ «شکاف جنسیتی» را به دست آورده است که در زمینه حضور زنان در «مجلس» از رقم ۷ درصد و در زمینه اقتصادی دارای رقم ۱۷ درصد نرخ مشارکت از جانب زنان می‌باشد.

 

گلرخ ایرایی در نامه‌ای از زندان در حمایت از قیام مردم ایران، تجدید عهد کرد و نوشت که تا سحرگاه آزادی ایستاده‌ام.

زندانی سیاسی، گلرخ ایرایی در نامه‌ای از زندان اوین اعلام کرد که «تا سحرگاه آزادی همراه با اعتراضاتی که شهرهای کوچک و بزرگ و روستاهای ایران را به لرزه در آورده و همه اقشار و اصناف و اتحادیه‌ها و تشکل‌ها را در بر دارد و نوک پیکان آن راس هرم استبداد و ظلم و بیدادگری و فاشیسم را نشانه رفته است ایستاده ام.»
گلرخ ایرایی در ترسیم آنچه در پیش روی قیام آفرینان قرار دارد می‌نویسد: «در این روزها آنچه مهم است تداوم حضور است و آگاهانه گام برداشتن و تاب آوردن رعب و وحشتی که ایجاد می کنند. پایان راه یقیناً دست یافتنی خواهد بود وقتی که بخواهیم و باور کنیم. باید ترفندهای حریف را بشناسیم و در فراز و فرودهای راه مبارزه به دور از احساسات و سرخوردگی و نومیدی به نقطه پایان که همانا آزادی از بند استبداد و ارتجاع است بیاندیشیم.»

آتنا دائمی ضمن تصریح بر اینکه حکومت همواره عامل خشونت بوده است یادآور می‌شود که هرگز دست به خشونت نزده، اما به ۷ سال زندان محکوم شده است.

زندانی سیاسی آتنا دائمی در نامه‌ای نوشت: «من هم یك شَر، فتنه‌گر، آشوب‌گر، اغتشاش‌گر، كفِ‌خیابانی، جنایتكار و معترضم!»
به این ترتیب او صف خود را در میان قیام‌آفرینان تعریف کرد.

تبلیغات وارونه

آتنا دائمی ضمن دفاع از حقانیت اعتراضات مردمی افزود: «اما در آن هنگام كه سركوب‌ها و قتل‌ها و ضرب‌وشتم و بازداشت‌ها شروع شد، مردم هم در دفاع از خویش و خواسته‌هایشان خشمگین شدند. از این خشم مردم به عنوان جنایت نام بردند».
او با اشاره به تبلیغات وارونه‌ی حکومت علیه تظاهرکنندگان می‌افزاید: «در خصوص همین روزها گفته نشد كه كپسول‌های بزرگ گازهای فلفل و اشك آور را به سوی صورت معترضان نشانه گرفتند و خالی كردند كه برای خنثی كردنش چاره‌ای جز آتش نیست! نمی‌گویند كه به ناگهان هزاران بسیجی و گارد امنیتی باتوم و چماق به دست به خیابان فرستادند تا مردم را مورد ضرب و شتم قرار دهند!»
این زندانی سیاسی تصریح می‌کند که «مدت‌هاست كه می‌گویم این حكومت است كه خشونت را به وجود آورده و حال آن را درو می‌كند! این سركوبگران هستند كه باعث خشم مردم در این روزها شدند.»

 

مادر شهید قیام، امیر ارشد تاجمیر در پیامی خطاب به نظام ولایت فقیه می‌گوید: «این صدای من است که آزادی ایران و ایرانی را از میکرفون رادیوی ملی ایران فریاد می‌کشد».

 

 مهین شهین‌فر، مادر شهید قیام ۸۸ در نامه‌ای خطاب به نظام ولایت فقیه نوشت: «جوانمرد ایراندوست می‌آید؛
زیر پایش گل می‌ریزیم، هلهله می‌کنیم، و سرود ای ایران می‌خوانیم.
بروید. خودتان آرام و بی‌صدا بروید. اینجا ایران است. شما ایرانی نیستید.
می شنوید؟ این صدای من است که آزادی ایران و ایرانی را از میکرفون رادیوی ملی ایران فریاد می‌کشد».

مهین شهین‌فر که از گویندگان قدیمی  رادیوست، اینچنین نوید روز آزادی ایران را اعلام می‌کند.

 

زندانی سیاسی، آتنا دائمی در نامه‌ای از زندان نوشت که نظام ولایت فقیه در حالی مدعی داعش است که در میدان ولیعصر تهران، جوانان را زیر ماشین له می‌کرد.


نقض کمترین حقوق انسان

آتنا دائمی فعال حقوق بشر و زندانی سیاسی به مناسبت ۱۹ آذر روز جهانی حقوق بشر نامه‌ای از زندان منتشر کرد. آتنا دائمی نوشت: «شاید در برخی نقاط دنیا این روز، روز بزرگی باشد و در آن از پیشرفت‌های بشر و از تحقق حقوقی که روزی محال بود یاد کنند اما در اینجا ایران»، «نه تنها پیشرفت چشمگیری در وضع حقوق بشر حاصل نشده، بلکه گویا امیدی هم برای روزهای بهتر وجود ندارد.»
آتنا دائمی سپس افزود از نظر حاکمان، ایران، «اسلامی و مهد دموکراسی و عین حقوق بشر» می‌باشد اما در این سرزمین «کمترین و حداقل حقوق انسان»، «نقض می‌شود».

سیما رئیسی با وجود نابینایی و شرایط اجتماعی که به‌عنوان یک نابینا و یک زن علیه او عمل می‌کرد، توانست به بالاترین مدارج علمی دسترسی پیدا کند.


دیوار شرایط

«معمولا تمام شرایط یا اکثر شرایط علیه فرد عمل می‌کند. همه چیز مانع است، کسی برای کمک کردن وجود ندارد اما اراده‌ی انسان می‌تواند همه چیز را تغییر دهد.»
این عبارتی‌ست که یکی از فیلسوفان معاصر در مقدمه‌ی یکی از آثارش به کار برده است اما او شاید بیش از همه به محدودیت یک فرد نظر داشته است، صرف نظر از جنسیت او یا فقدان سلامت جسمی‌اش.
داستان واقعی اما می‌تواند از این هم دشوارتر باشد. اگر در ایران زندگی کنی، زن باشی، در یکی از مناطق محروم کشور به سر ببری و از سلامت جسمی هم برخوردار نباشی، دیگر تقریبا غیر ممکن به نظر می‌رسد که بتوان مسیر موفقیت و پیشرفت را طی کرد، زیرا تنها زن بودن در نظامی که بر اساس تبعیض جنسی برقرار شده است برای متوقف کردن هرکس کافی‌ست!

 

زنان زندانی سیاسی، با فروش کارهای هنری خود که در زندان آماده کرده بودند به یاری هم‌میهنان زلزله‌زده در غرب کشور برخاستند.


تصور عمومی از زندان

برای شهروندان عموما این تصور وجود دارد که زندان می‌تواند پایان یک مسیر برای زندانی باشد؛ زندانی در محیطی قرار گرفته است که نمی‌تواند بسیاری از امکانات و اختیارات سابق را در دست داشته باشه، پس پذیرفته شده است که زندانی، دوران زندان را سپری کند تا به پایان برسد و دیگر توقعی از او وجود ندارد. اما داستان زندانیان سیاسی و عقیدتی می‌تواند متفاوت باشد. همچنین داستان هر زندانی عادی و اجتماعی که تصمیم گرفته باشد از انسانیت خود و کارکردهای انسانی‌اش دفاع کند نیز می‌تواند متفاوت باشد. در این صورت زندان نه محلی برای گذران عمر که تبدیل به کانونی برای حرکت و خلاقیت خواهد‌ شد.

 

مریم رجوی در پیامی ضمن ترسیم ستم مضاعفی که در حق زنان در نظام ولایت فقیه صورت می‌گیرد، تاکید می‌کند که در این سالیان، زنان در صفوف مقدم مبارزه علیه این نظام جای داشته‌اند.

 
خشونت علیه زنان

مریم رجوی، رئيس جمهور برگزیده مقاومت ایران در پیامی به مناسب روز جهانی حذف خشونت علیه زنان، این روز را در ایران، رسوا کننده‌ی «تبهکاری ولایت فقیه» توصیف می‌کند که «حاکمیت‌اش تولیدکننده دائمی خشونت علیه زنان یا حامی آن است. حاکمیتی که در آن تعرض، تهدید، ناامنی، بی‌پناهی، بی‌حقوقی، تحقیر و تبعیض علیه زنان سال به‌سال بیشتر می‌شود. تحمیل حجاب اجباری و مجازات‌ها و اهانت‌هایی که به‌ این منظور به‌زنان روا می‌شود، بخش دیگری از خشونت‌های وقفه‌ناپذیر است.»
در چنین جامعه‌ای «در محیط‌های کار و آموزش و رفت و آمد و خانه و خانواده، تبعیض یا تحقیر زنان یا انواع خشونت‌های کلامی و رفتاری یک اپیدمی سراسری است.»

آتنا دائمی ضمن استقبال از پذیرش شکایت مریم اکبری‌منفرد توسط گروه کاری ناپدید شدگان قهری سازمان ملل، ستمدیدگان را به دادخواهی در برابر خلافت اسلامی! فرا می‌خواند.

فراخواندن

به‌دنبال پذیرش دادخواهی مریم اکبری‌منفرد از جانب گروه کاری ناپدیدشدگان قهری سازمان ملل، زندانی سیاسی، آتنا دائمی در نامه‌ای ستمدیدگان از خلافت اسلامی! را به پیمودن مسیر دادخواهی فرا می‌خواند.

شکایت

شکایت مریم اکبری منفرد در بهمن سال ۹۵ به این نهاد بین‌المللی تقدیم شده بود. مریم اکبری‌منفرد در شکایت نامه خود از آن نهاد خواست تا «جمهوری اسلامی را درباره اعدام برادر و خواهرش پاسخگو کنند.»

رسمیت

اخیرا «گروه کاری ناپدید شدگان قهری سازمان ملل»، عبدالرضا و رقیه اکبری‌منفرد را به‌عنوان ناپدیدشدگان قهری به رسمیت شناخت و در نامه‌ای به خلافت اسلامی! «خواستار انجام تحقیق در این زمینه شد». [پذیرش دادخواهی مریم اکبری‌منفرد از طرف «گروه کاری ناپدید شدگان قهری سازمان ملل»]

۴ اعدام

آتنا دائمی در توصیف ستمی که بر خانواده اکبری‌منفرد رفته است نوشت: «رقیه، عبدالرضا، علیرضا و غلامرضا اکبری‌منفرد ۴ تن از اعضای یک خانواده هستند که در سال‌های سیاه دهه ۶۰ به طرق مختلف توسط جمهوری اسلامی ایران کشته شدند.»
یک خواهر و سه برادر از یک خانواده کشته شدند، کسانی که بعد از دستگیری حکم اعدام برای آنها صادر نشده بود.
آتنا دائمی می‌نویسد: «عبدالرضا در ۱۷ سالگی و در سال ۵۹ بازداشت و به سه سال زندان محکوم شد، اما تا سال ۶۷ و اضافه‌تر از حکم صادره، در واقع بدون حکم در زندان ماند و سپس اعدام شد و جز ساکی از لباس‌های خونی هیچ چیز به خانواده وی داده نشد حتی آدرس و نشانی از محل دفن. علیرضا در ۱۷ شهریور ۶۰ بازداشت و ۲۸ شهریور ۶۰ در کمتر از ۲۰ روز به طرز نامعلومی کشته شد.
در مراسم شب هفتم کشته شدن ایشان مادرشان ، گرجی شیری پور و خواهرشان رقیه بازداشت شدند.
مادر ۵ ماه در زندان بود و خواهر به ۸ سال حبس محکوم شد و یک سال پیش از اتمام دوره حبس در سال ۶۷ اعدام شد. از او حتی همان ساک لباس‌های خونی هم به دست خانواده نرسید.
غلامرضا سال ۶۲ دستگیر و سال ۶۴ تحت شکنجه جان باخت!»

هیتلر

آتنا دائمی در ادامه می‌نویسد: «بسیاری از سیاست‌های حال حاضر ج.ا.ا یادآور دوره هیتلر و نازی‌هاست که یهودیان را بلاگردان خود می پنداشتند، و حال کردها و سنی‌ها، مجاهدین و فدائیان، بهائیان و فعالان مدنی بلاگردان ج.ا.ا شدند.»

دادخواهی

به نظر آتنا دائمی تنها پاسخ به خلافت اسلامی! ایستادن و دادخواهی کردن در برابر ستمی‌ست که بر مردم ایران روا داشته است. آتنا دائمی می‌نویسد: «باشد که تک تک عزیزان آسیب دیده در برابر این ظلم‌ها قد علم کنند و برگ برگ تاریخ این سرزمین را با دادخواهی شان به ثبت برسانند.»

یک پرسش و یک پاسخ

شاید برخی از خود بپرسند که دادخواهی منجر به زنده شدن کشته شدگان یا جبران ظلم‌های رفته بر مظلومان نخواهد شد، اما آتنا دائمی که خود مسیر ایستادن و دادخواهی کردن را انتخاب کرده است، پاسخ می‌دهد: «درست است کسانی که کشته یا اعدام شدند هرگز زنده نمی‌شوند، درست است که هیچ چیز سال‌های زندان زندانیان را جبران نمی‌کند اما فراموش نکردن آنان، توجه به وضعیت آنها و صدای تک تک آنان بودن، باعث برپایی عدالت و سعادت بشری و ثبت تاریخ و همچنین دلگرمی کسانی که سال‌ها به طریقی مورد ظلم قرار گرفته‌اند خواهد شد و ما همچنان امید داریم به روزهای روشن.»

در همین زمینه:

پرونده سازی جدید برای زندانی سیاسی آتنا دائمی
نامه گلرخ ایرایی و آتنا دائمی؛ اوین از دهه۶۰ تا بازدید! سفرا

ما را در تلگرام همراهی کنید

ما را در اینستاگرام همراهی کنید

 

فرانسواز اریتیه صاحب کرسی استادی لوی اشتراس به‌همه یادآوری می‌کرد که این مشروع است که زنان از موقعیت برابر با مردان برخوردار باشند. اما نمی‌توان به این امر بدون جنگیدن و بدون مایه‌گذاری دست یافت.


انسان

انسان‌هایی هستند که شناخت آنها، ضرورتی‌ست برای آشنایی با ابعاد دیگری از انسانیت؛ فرانسواز اریتیه، مردم شناس و نویسنده برجسته فرانسوی یکی از این انسان‌هاست. فرانسواز اریتیه در ۱۵ نوامبر ۱۹۳۳ به‌دنیا آمد و در ۱۵ نوامبر ۲۰۱۷ در پاریس درگذشت.


لوی اشتراس

او در سال ۱۹۴۶ در پاریس در دانشگاه سوربون شروع به تحصیل در زمینه تاریخ و جغرافیا کرد. پس از آنکه در کلاس درس کلود لوی اشتراس شرکت جست تبدیل به یکی از نزدیک‌ترین و برجسته‌ترین شاگران وی گشت.